السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

20

تفسير الميزان ( فارسي )

مىدارند ، چه شريك در اسم و چه شريك در معنا ، و چه نقص ، و چه عدم . و نيز تسبيح آنان در باره پروردگارشان تنها تسبيح به زبان و صرف گفتن « سبحان اللَّه » نيست ، بلكه تسبيحشان هم به زبان ، هم به عمل و هم به قلب مىباشد ، چون تسبيح اگر كمتر از اين و در مرحله اى پايينتر از اين باشد تسبيحى آميخته با شرك است ، هم چنان كه خداى تعالى فرموده : « وَما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّه إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ » « 1 » و اين اولياء خدا كه خداى تعالى دلهايشان را از پليدى محبت غير خود - كه دل را مشغول از ذكر خدا مىسازد - پاك ساخته و از محبت خويشتن پر نموده است ، اراده نمىكنند مگر خود خدا را ، چون خداى تعالى خيرى است كه شرى با آن نيست ، آرى « وَاللَّه خَيْرٌ » « 2 » و نيز اولياى خدا با دلهاى مالامال از خير و سلام خود با احدى روبرو نمىشوند مگر بخير و سلام . بله ، مگر آنكه طرف مقابل كسى باشد كه خير و سلام را مبدل به شر و ضرر سازد ، كه در اين صورت اولياى خدا نيز با شر ، با آنان برخورد مىكنند . همانطورى كه قرآن كريم ، شفاء قلوب است براى كسانى كه خواهان شفاء از آن باشند و ليكن براى ظالمين ثمره اى جز بيشتر شدن گمراهى ندارد . و نيز اولياى خدا و دارندگان چنين قلبى طاهر به هيچ چيز و هيچ حادثه اى بر نمىخورند مگر آنكه آن را نعمتى از نعمتهاى خدا يافته ، با ديد نعمت به آن مىنگرند ، نعمتى كه از صفات جمال خدا و معانى كمال او حكايت دارد و عظمت و جلال او را بيان مىكند ، در نتيجه اگر چيزى را توصيف مىكنند - بدان جهت است كه آن را يكى از نعمتهاى خدا مىبينند ، و جمال خدا - در اسماء و صفاتش - را در آن چيز مشاهده مىكنند ، و در هيچ چيز از پروردگار خود غافل و دستخوش فراموشى نمىشوند - قهرا اين توصيفشان از آن چيز توصيف پروردگارشان است ، به افعال و صفات جميل و در نتيجه ثنائى است از آنان بر خدا و حمدى است از ايشان براى خدا ، چون حمد چيزى جز ثناء به فعل اختيارى جميل نمىباشد . اين است وضع اولياى خداى تعالى ما دام كه در دنيايند ، يعنى در دار عمل قرار دارند ، و در امروزشان براى فردايشان جد و جهد دارند ، و اما بعد از آنكه از اين خانه خارج شده ، به لقاء پروردگارشان رسيدند و خداى تعالى وعده هايى كه به آنان داده بود بطور كامل به آنان داده ، و در رحمت و در دار كرامت خود جايشان داد ، و در آن هنگام نورشان را تمام مىكند همان نورى

--> ( 1 ) بيشتر مردم به خدا ايمان نمىآورند ، مگر آنكه در عين حال مشركند . « سوره يوسف ، آية 106 » ( 2 ) « سوره طه ، آيه 73 » .